على محمدى خراسانى

380

شرح منطق مظفر (فارسى)

از اين عواطف پاك انسان‌ها حسن استفاده‌ها و سوءاستفاده‌ها فراوانى مىشود مثلا براى كمك به محرومين و مستضعفان عالم و افرادى كه درگير جنگ و كشتار بىرحمانه‌اى واقع شده‌اند از صحنه‌هاى دلخراشى كه عواطف را جريحه‌دار نموده و انسان‌ها را براى كمك به آن‌ها برمىانگيزاند استفاده مىشود و . . . ) حال اين يك قضيّه است كه كلمهء مردم موضع آن و كلمهء عاطفى محمول است . آنگاه مىگوئيم : موجودى كه عاطفى است ( مخصوصا در جامعهء زنان كه عاطفىتر هستند و مسألهء محاكات و چشم و هم‌چشمى در آن‌ها محسوس‌تر است ) داراى اين صفت است كه طبيعت ، عادت محاكات ، تقليد از يكديگر ، چشم و هم‌چشمى ، در كارها به يكديگر نگاه كردن و اقدام نمودن دارد ، سپس توسّط عاطفى بودن همين صفت را براى مردم اثبات مىكنيم و به صورت قياس منطقى مىگوئيم : مردم عاطفى هستند « صغرى » . و موجود عاطفى داراى طبيعت محاكات است « كبرى » . پس مردم داراى اين طبيعت هستند « نتيجه » . 2 . رجل سياسى نفعى ( سودجو ) و دنبال منافع خويش است . كه سياسى موضوع و نفعى محمول است . سپس مىگوئيم : موجود نفعى نوعا منافع و مصالح شخصى خود را بر مصالح جامعه مقدّم مىدارد . نتيجه مىگيريم : پس سياسى چنين است يعنى منافع شخصى خود را مقدّم مىدارد . 3 . انسان صادق و راستگو و باصداقت عادل است ، سپس مىگوييم : انسان عادل ظالم نيست و ظلم بر او عارض نمىشود پس انسان صادق هم ظالم نيست چون احتياجى به ظلم‌وستم ندارد ، او هرچه دارد صادقانه با امّت و ملّت خود در ميان مىگذارد و ملّت هم به او حسن اعتماد دارند ، لذا نيازى به ظلم‌وستم ندارد . خلاصهء مطلب اين‌كه : معناى موضع اثبات و ابطال اين است كه ما در اين موضع از دو قضيّهء مشهوره كه به صورت صغرى و كبرى چيده‌ايم به يك قضيّهء مشهورهء سوم دسترسى پيدا مىكنيم و آن دو مشهوره در دو مثال اوّل و دوم عبارتند از : حمل محمول بر موضوع ( الجمهو عاطفى ، السياسى نفعى ) و اتصاف محمول به يك صفتى ( عاطفى و نفعى ) كه از آن‌ها به اين نتيجه رسيديم كه پس اين صفت براى موضوع هم‌بار مىشود ( موضع اثبات ) دو مشهوره ما در مثال سوم عبارت است از حمل محمول